تو نیستی که ببینی

گراهام عزیز !تلفنی که زنگ نمی خورد که نیازی به اختراع نداشت !!حوصله ات سر رفته بود ” چسب ِ قلب ” اختراع می کردی ؛ می چسباندیم روی این ترک های قلب ِ صاحب مرده مان و غصه ی زنگ نخوردن ِ تلفنی که اختراعش نکرده ای را نمی خوردیم !!ساده بگویم گراهام بل عزیز ! حال ِ این روزهای مرا ، تو هم مقصری . . .



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۱٢ | ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()