تو نیستی که ببینی

تنهــایـم …
اما دلتنگ آغــوشی نیستــم…
خستــه ام …
ولـی به تکیـه گـاه نمـی اندیشــم…
چشــم هـایـم تـر هستنــد و قــرمــز…
ولــی رازی نـدارم…
چــون مدتهــاست دیگــر کسی را “خیلــی” دوست ندارم…
فقط خیلـی هـا را دوست دارم …



تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۳٠ | ۱:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()