تو نیستی که ببینی

 
نویسنده : (آتانه)Atane - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۱٩
 

پدری دست بر شانه ی پسرش گذاشت و پرسید:من قوی هستم یا تو؟
پسر پاسخ داد:من
پدر به یاد زحمت هایی که برای او کشیده بود افتاد دوباره پرسید:من قوی تر هستم یا تو؟
پسر دوباره گفت:من
پدر دست خود را از شانه ی پسر برداشت.چند قدم از او دور شد و نا امیدانه دوباره پرسش خود را مطرح کرد:من قوی تر هستم یا تو؟
پسر پاسخ داد:شما
پدر با تعجب پرسید:چرا تغییر عقیده دادی؟
پسر گفت:چون وقتی دست شما روی شانه ی من بود احساس می کردم تمام قدرت دنیا پشتیبان من است.!