تو نیستی که ببینی

من به دنبال. . .
نویسنده : iloosh - ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱٦
 

من نه عاشق بودم   /    و نه دلداده به گیسوی بلند /  و نه آلوده به افکار پلید  /  من به دنبال نگاهی بودم  /  که مرا از پس دیوانگی ام میفهمید  /   آرزویم این بود  /  دور اما چه قشنگ /  که روم تا در دروازه نور  /  تا شوم چیره به شفافی صبح  /  به خودم می گفتم  /  تا دم پنجره ها راهی نیست /  من نمی دانستم /  که چه جرمی دارد  /  دستهایی که تهی ست  /   و چرا بوی تعفن دارد  /  گل پیری که به گلخانه نرست  /    روزگاریست غریب  /  تازگی میگویند  /  که چه عیبی دارد  /  که سگی چاق رود لای برنج  /  من چه خوشبین بودم  /  همه اش رویا بود  /   و خدا می داند   /     سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود