تو نیستی که ببینی

هزار سال به سوی تو آمدم
 افسوس
هنوز دوری دور از من ای امید محال
هنوز دوری آه از همیشه دورتری
همیشه اما در من کسی نوید دهد
 که می
رسم به تو
 شاید هزارسال دگر
صدای قلب ترا
پشت آن حصار بلند
 همیشه می شنوم
 همیشه سوی تو می آیم
 همیشه در راهم
 همیشه می خواهم
 همیشه با توام ای جان
همیشه با من باش
همیشه اما
 هرگز مباش چشم به راه
همیشه پای بسی آرزو رسیده
به سنگ
 همیشه خون کسی ریخته است بر درگاه



تاريخ : ۱۳٩٢/۱/٢٦ | ۸:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()