تو نیستی که ببینی


آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت
در این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد
تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت!



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/۱٠ | ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()