تو نیستی که ببینی

لحظه های با تو بودن ‚ یادمه صحنه به صحنه
رختی از ترانه دارم ‚ واسه این بغض برهنه
فاصله چن تا قدم بود ‚ نه هزار سال نوری
تو
نخواستی که بمونی ‚ حالا نزدیکی و دوری
 دوری اما پش رومی ‚ ای دلیل خوب تکرار
 تویی عکس برگ آخر ‚ رو تن کبود دیوار
ای نفس ساز همیشه
 با تو بی قفس ترینم
بی تو حبسی سکوتم
زیر خط نقطه چینم

«یغما گلرویی»



تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٢٥ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()