تو نیستی که ببینی

گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس میگوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی،روی تو را
کاشکی میدیدم.
شانه بالا زدنت را،
بی قید
و تکان دادن دستت که،
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که،
عجیب!عاقبت مرد؟
افسوس!


کاشکی میدیدم!
من به خود میگویم:
„چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد”

 



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢ | ۱:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()