تو نیستی که ببینی

جوووک
نویسنده : iloosh - ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٧
 

دیشب بابام اومده تو اتاق دیده دارم نماز میخونم برگشته میگه :صبح به صبح در پی مکر و فریب، شب هم گریه و امن یجیب...!!!

خنده

یه بنده خدایی رفته بود گزینش یه شرکت
ازش پرسیدن امسال سال چیه
.
.
.
.
.
.
.
.
گفته سال مار!
گفتن پاشو برو بیرون!!
نگو باید می گفته سال حماسه اقتصادی و سیاسی

خنده

ب مامیم میگم :شام چی داریم؟
میگه :آنچه گذشت!
میگم :غذای جدیده؟
میگه :عارع...
میگم :خوحالاچیاداره توش، واسه سلامتی خوبه؟
میگه :هرچی تواین هفته پختمو کوفت نکردی قاطی کردم دوتا تخمرغم زدم و مث کتلت سرخش کردم!
اگه اینم کوفت نکنی فرداشب پس ازسالها داریم..

خنده

ﻣﺎ ﯾﻪ ﻏﻠﻄﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺮﻡ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﮐﻼﺱ ﺯﺑﺎﻥ
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻫﺮ ﮐﯽ ﺗﻮ ﻓﺎﻣﯿﻞ ﻣﺎﺭﻭ ﺩﯾﺪ ﺩﺳﺖ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ ﻭ ﯾﻪ ﺑﺮﮔﻪ
ﺁﺯﻣﺎﯾﺶ ﻭ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﻡ
ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﮐﻦ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ ؟؟!!! ﯾﻌﻨﯽ ﺍﮔﻪ ﮐﻼﺱ ﺍﻧﮕﻞ
ﺷﻨﺎﺳﯽ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﻭﺿﻌﻢ ﺑﻬﺘﺮ ﺑﻮﺩ

خنده

خیر سرمون رفتیم شمع روشن کردیم حاجت بگیریم
یه زنه هم اومد شمعشو پیش شمعای من روشن کرد
بعد شمعش افتاد رو شمعای من حاجتا قاطی شد الان حالت تهوع بهم دست داده :|