تو نیستی که ببینی

مامان و بابام دعواشون شد، مادرم قهر کرد رفت تو اتاق درو بست... بابام میخواست بره دنبالش، میگم بزار ده دقیقه دیگه برو بهتره... واستاده ساعت رو نگاه میکنه میگه مگه دیوانم! ده دقیقه دیگه اخبار شروع میشه!... آخه فک و فامیله ما داریم!

خنده

یه بار تو یه جمعی بودم مامانم زنگ زد گفت : یه سوالی ازت می پرسم اونجا تابلو نکن ! فقط با اره یا نه جواب منو بده ! باشه ؟
گفتم : باشه
گفت: اوضاع اونجا چه جوریه ؟!!!!!!!!!
فک و فامیله داریم!!!

خنده

هم دختر خالم هم شوهرش دماغ عملین. اونوقت بچشون که به دنیا اومده دماغ داره اندازه گلابی!
پریروزا بحث دماغ شد. دختر خالم برگشته میگه: نمیدونم دماغ این بچه به کی برد اینقدر بزرگ شد!!!
فک و فامیله داریم ؟؟!!!

خنده

مامانم وقتی نماز میخونه با هر الله اکبر بلندی که میگه یه منظور داره…
اون موقع من چک میکنم زیر گاز خاموش باشه، کسی در میزنه، چراغ جایی روشن نمونده باشه و…!
یه روز با وجود این که تمام اینا رو چک کرده بودم بازم الله اکبر ادامه داشت،
وقتی نمازش تموم شد با عصبانیت گفت مگه کوری نمیبینی گرممه میگم کولر رو روشن کن….!
فک و فامیله داریم؟

خنده

نمی دونم همه پیرزنا مثل برف پاک کن میرقصن ؟؟
یا مادر بزرگ من اینجوریه فقط ؟

خنده

مامان بزرگم نذر کرده بود دانشگاه قبول بشم 30 جزء قرآن رو بخونه من دانشگاه قبول شدم 2 جزء بیشتر نخوند بهش میگم عزیز فقط 2 جزء خوندی که؟!! اونم میگه : اون رشته ای که تو قبول شدی 2 جزئشم زیادیه!!!

خنده

داداشم و زن داداشم که تازه نامزد کرده بودن به طرز وحشتناکی تو حرف زدنشون عشقولانه بودن!اون موقع ها داداشمم 1کوچولو تپل شده بود 1دفه خونمون بودن زن داداشم اومد به داداشم 1چیزی بگه اولش اینطوری شروع کرد: گلکم...! بابامم 1نگاه به داداشم انداخت گفت به اینکه نباید بگی گلکم باید بگی گل کلم!!!!!ما ترکیدیم از خنده..... داداشم:(((( ما :))))

خنده

مامانم نشسته تو ماشین بعد من نشستم کنارش
یهو جدی بم میگه پاتو از رو دمه من برداراااااا
منم که خشکم زده گفتم جریان چیه هاااا ؟؟؟
بعد می خنده میگه یعنی از رو مانتوم بلند شو !!!!!!
مامانه غافلگیر کنندس من دارم ؟؟فک و فامیله داریم ؟؟

خنده

عموم تازه رفته بود انگلیس و هنوز زبان یاد نگرفت بود! پلیس توی خیابون به خاطر سرعت میگه بزن کنار! میزنه کنار و داشته جریمه مینوشته که یهو عموم به پلیسه میگه:
No plz! I have wife I have children! I’m running for my family bread
پلیسه :O: O
عموم

خنده

خالم از خارجه برامون دهان شو خارجى آورده بود.
امروز صبح داشتم از در دستشوئى رد میشدم که دیدم داداشم بعد از شستن دهنش دوباره بر گردوندش توی بطری. پرسیدم چکار میکنی؟!؟
گفت: “آخه اینا گرونن،حیفه”

خنده

به داداشم گفتم لپتاپمو بده. دو متر کلن از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه میتونه پرت کنه نه میتونه سُر بده. آخرش گذاشتش روی یه پتو گفت بکِش از اون ور!

خنده

مامانم به بابام گفت که جلوی عروسات با زیرپوش نشین حالا تا اونا میان بابام یه چادر میندازه دور خودش…..ما یه همچین خونواده ای هستیم

خنده

مامان‌بزرگم داشت نماز می‌خوند گفت: خدایا
گفتم: بلی؟
یه دیقه مکث کرد گفت: آدم انقد بی‌شعور؟!

خنده

بابام منو رسونده دانشگاه موقع پیاده شدن بهش میگم تو که باید دور بزنی و بری" منو هم اون طرفه خیابون پیاده کن. میگه لازم نکرده خودت برو اون طرفه خیابون شاید یه ماشین بهت زد 120 میلیون به جیب زدیم!!!!!!!!!!!! بابای نگرانه داریم؟؟؟؟



تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢٤ | ۸:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : iloosh | نظرات ()