تو نیستی که ببینی

یادت هست،

"گفته بودم که نبودنت برایم ته خط زندگی است."

و تورفتی و روزهایی آمد که از هجوم تنهایی  درهم شکستم 

وهذیان عقل ودلم زمزمه ی نام تو  شده بود.آن روزها که قلبم با

سادگی برای نبودنت ماتم میگرفت وبه یادتو با خود میخواند:

"تو نیستی که ببینی

چگونه عطر تو در عمق لحظه ها جاریست!

چگونه عکس تو در برق شیشه ها پیداست!"

آه...دل کوچکم چقدر ساده بود،خام عشقی شده بود که هرگز نبود

وکاش تو هرگز نیامده بودی.

"تو رفتی و دل من ازهجوم درد شکست

ودل برای شکستن چقدر کودک بود "

روزهاگذشت ومن هستم حتی بدون تو وزندگی برایم جاریست ،

باورکن.



تاريخ : ۱۳٩۱/٦/۳ | ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : (آتانه)Atane | نظرات ()