تو نیستی که ببینی

بــنـــــ ـ ــــگــاه ازدواج
نویسنده : iloosh - ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٢٢
 

در ایتالیا مردی قصد ازدواج داشت. پس به یک بنگاهی مراجعه کرد که روی آن نوشته بود «بنگاه زناشویی». مرد در را باز کرد و وارد اتاقی شد که دو در داشت.

 

روی یکی نوشته شده بود «زیبا» و روی دیگری «نازیبا». در زیبا را فشار داد و وارد اتاق شد. دو در دیگر دید، روی یکی نوشته شده بود «کدبانوی خوب» و روی دیگری «شلخته».از خود راضیاز خود راضی

 

او از در کدبانوی خوب وارد شد. در آن جا دو در دیگر بود که روی یکی «جوان» و روی دیگری «پا به سن گذاشته» نوشته شده بود. از در جوان وارد شد. ته اتاق آینه ی دیواری بزرگی دیده می شد که روی آن این جمله نوشته شده بود:

 

«با چنین ادعا و هوس ها، بهتر است اول خودتان را در این آینه نگاه کنید!!»نیشخند